Back شما اینجا هستید: خانه فرهنگ و هنر بخش های فرهنگ و هنر ادبیات نمایش احساس با عکس

ادبیات

نمایش احساس با عکس

 

خیس از اشک به خانه برگشت ، به دروغ گفت چترم را فراموش کردم ...
چه خاصیت هایی دارد این باران ...


باران که می بارد دلم برایت تنگ تر می شود
راه می افتم
بدون چتر
من بغض میکنم ، آسمان گریه ...


تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند ، فاصله اين دو را زندگي كنيم.


به سلامتی زندگی ، که اگه خوش بگذره اسمش میشه " خاطره " اگه پدرت دربیاد اسمش میشه " تجربه " !!

۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩

گریه رو به بغض ترجیح میدم...


*کوروش بزرگ*
در دنیا از سه آهنگ می هراسم:
1-صدای کودکی از بی مادری
2-صدای عاشقی از جدایی
3-صدای مجرمی از بی گناهی.....!!!!


بــرخـی از احـساس هــا را بــایــد ،
مــرد بــاشی ، تــا بـفهمـی !
زن بــاشی تــا ، درک کـنی !


اين يكي از تضادهاي زندگي ماست
که آدم همیشه کار اشتباه را در بهترین زمان ممکن انجام میدهد ...!

"چــارلـی چـاپلـیـن "

۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩

بی خودی می گویند هیچ کس تنها نیست ، ما همه تنهاییم ، در اوج شلوغی ...


در کـــــودکــی...
در کـــُـدام بــــــــــــآزی ، راهــــــت نــَــدادنــد ،
کــــــه امـــــروز ، انـــــقَــدر دیـــــوانه وار
تــــشنـــه ی " بــــــــــازی کـَــردن " بــــــــا آدم هــــــــایی ؟


آهـــــــــای فلانی !
یـــادت باشــد ...
کـــم حوصلـه ســت ..
ظـاهـــرش جـــدیست ..
امـا دلـــی دارد کـه مــهربـانـی اش بـه وسعـت یک اقــیـانــوس است !
بــد قـول نــیـست .. امـــا گرفتار است
با او راه بیا....!
خــستـه کـه بــاشـد ..
تــنهـایش بــگــذار ...!
تودار است ..
اما صبر کن خودش بعد حرفهایش رامی گوید !
او تمام دنیای من است ...
مبادا بیازاریش ....


حق نداریم احساس دیگران رو به بازی بگیریم
فقط بخاطر اینکه
هنوز تکلیفمون با احساس خودمون معلوم نیست .....!


گوشه ی اتآقم ، غرق عطر مرگـ گل هآیی ست
که دآنه دآنه زندگی شآن رآ کش رفتم،
تآ فآل بگیرم ، آمدنت رآ ....

۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩

وقتی بهت میگه جات خالیه...
نگو دوستان به جای ما!شاید منتظر اینه که بگی :
جامو نگهدار ؛ زود میام ...!


چقدر داشتن یه دوست خوب ارزشمنده ...
دوستانم را دوست دارم ...


زندگی میکنم ...
حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!
چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد
بگذار هر چه از دست میرود برود؛
من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد،
حتی زندگی را !

۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩

" من از این نمیترسم که دنیا در سال 2012 به اتمام برسد ، از این میترسم که بی هیچ تغییری ادامه پیدا کند ! "


ﻫﻤﻪ ﻓﻜﺮﺍﺗﻮ ﺑﻜﻦ
ﻫﻤﻪ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﺗﻮ ﺑﺮﻭ
ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺭﺍﺗﻮ ﺑﺰﻥ
ﺣﺴﺘﻮ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻛﻦ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﻛﻪ
ﺧﯿﻠﯽ ﻣﯿﻤﯿﺮﻥ ﺑﺮﺍﺕ
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩﻧﻪ ﺣﺲ ﻣﻨﻮ
ﺑﺬﺍﺭ ﺭﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎﺕ..


پیشانی ام ...
چسبیدن به سینــه ات را میخواهد..
و چشم هایم خیس کردن پیراهنت را...
عجب بغض پرتوقعی دارم...
مــن امروز ..

گریه کن مرد ، مگه از سنگه دلت
گریه خوبه ، وقتی که تنگه دلت
گریه کن مرد ، گریه خالیت می کنه
گاهی اشک حالی به حالیت می کنه
گریه کن مرد ، وقتی از غصه پری
وقتی از عالم و آدم می بری
گریه کن مرد ، جای بغض تُو گلوت
رد شو از پیچ و خمای روبروت
گریه بد نیست ، آخر حادثه نیست
گریه کن که اشک مرد، فاجعه نیست
بسّته مرد، دلتو راحت بذار
خیلی سخت نیست، خم به ابروهات بیار
این غرورت مرگ و تاراج تویه
گریه کن مرد ، گریه معراج تویه …

به اشتراک بگذاريد

Submit to FacebookSubmit to Google BookmarksSubmit to Twitter

دیدگاه‌ها   

 
+1 # مهرناز 1393-03-08 16:36
امروز باز هم پستچی پیر محله ی ما نیومد
یا باید خانه ام را عوض کنم یا پستچی را!
تو که هر روز برایم نامه می نویسی،مگه نه....؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن | گزارش به مدیر
 
 
0 # narin 1393-01-23 07:51
گاهي احساس ميكنم روي دست خدا ماندهام ...خسته اش كردهام خودش هم نميداند با من چكار ميكند
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن | گزارش به مدیر
 

نوشتن دیدگاه

لطفا فقط در مورد همین مطلب، کامنت بگذارید. اگر می‌خواهید موضوعی دیگر را با ما در میان بگذارید، از فرم تماس استفاده کنید.
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
کامنت‌های شما بعد از تأیید مدیر سایت، نمایش داده می‌شوند.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

تازه‌هاي سايت